من به فاشیست رای می دهم
طبق آمار رسمی (و نه واقعی) رژیم ج.ا. 18 میلیون از مردم در سناریوی فرمایشی علی رغم بمباردمان های تبلیغاتی، شرکت نکردند. جبهه تحریم بالاترین آرا را به خود اختصاص داد هر چند که این آرا برای به زانو در آوردن رژیم پررو و وقیح جمهوری اسلامی کافی نبود ولی برای کسانی که با تلاش شبانه روزی خود جنبه های مختلف این نمایش را افشا کردند لازم و باعث دلگرمی بود.
رژیم ج.ا. با تمام توان، با بهره گیری از تمام توان تبلیغی خود، از همه گونه فشار و شانتاژی بهره گرفت. کاندیداهای ریاست جمهوری با آزادی کامل همه گونه اتهامی را به دولتمردان قبلی که چه بسا خود از گردانندگان اصلی آن بودند زدند. رسما گفتند رژیم در سالیان گذشته خطا کرده و بر مردم جفا شده است، به این خیال که رایی چند از مردم گدایی کنند. به مردم وعده هایی دادند که نه تنها خود به خوبی می دانستند از عهده انجام آن بر نخواهند آمد بلکه می دانستند در حیطه مسئولیت و وظیفه یک کارپرداز (تدارکچی!!) نیست: 50 هزارتومان نقد، رابطه با آمریکا، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، تامین مسکن،مشکل بیکاری، تامین اجتماعی، معیشت کارمندان و کارگران، رفع تبعیض جنسی، قومی، مذهبی، حقوق بشر، دموکراسی .... شعارهایی که هرکدام در شرایط عادی جرم است و همین الان تعدادی زندانی سیاسی به همین جرم ها در زندان برای بدست آوردن حد اقل حقوق یک زندانی در حال اعتصاب غذایند.
آقایان کجای کارید ما را از فاشیسم نترسانید. رژیم ج.ا. عین فاشیست و استبداد است. به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را!!!!!
گفتید از شغال اصلاح طلبی مثل معین در برابر عالیجناب پدرخوانده حمایت کنید و نگذارید مافیایی که سال ها بر ایران حاکم بوده رای بیاورد. گفتید به معین رای دهید چرا که صدای چکمه را می شنوید. نخیر جانم چکمه 27 سال است که استخوان های ما را له کرده است. اکنون می گویید صدای پای فاشیست می آید پس به هاشمی رای دهیم. کدام فاشیست؟ جوجه بسیجی ذوب شده در ولایتی چون احمدی نژاد، عضو تیم ترور خارج کشور، مهره گوش به فرمان فلاحیان "وزیر محترم اطلاعات جناب رفسنجانی" در برابر اربابان خود عددی نیست که عرضه اداره مملکت را داشته باشد. و بخواهد بدون اجازه اربابان و آمران خود بگیرد و ببندد و بکشد. دیگر گذشت که کسی بتواند دگراندیشان را نیست کند، زندانی کند! دیگر گذشت که کسی بتواند زهرا کاظمی را به خاطر چند عکس ساده بکشد. دیگر گذشت که کسی بتواند پیاده روها را با پرده مردانه و زنانه کند. دیگر گذشت که کسی بتواند بر روی زیبارویان اسید بپاشد. دیگر روزگار جدا سازی دختران و پسران دانشجو گذشته است.
پیغمبر هم اگر دوباره و صد باره دچار بعثت شود با صد هزار آیه، نمی تواند....
از رفتار نویسندگانی تعجب می کنم که در بحرانی ترین لحظات هم نه از کسی حمایت کرده اند و نه علیه شخصی اطلاعیه داده اند ولی اکنون با دست پاچگی به حمایت کشندگان خود بر خاسته اند. آقای سپانلو مگر شما و دوستانتان یک بار همراه دیگر اعضا کانون بنا به خواست و اراده عالیجناب و به دست دار و دسته سعید امامی (دست پرورده فلاحیان) درون دره سقوط نکردید. منتظر بودم که در مراسم چندمین سال درگشتتان شرکت کنم. ولی ظاهرا هنوز نفس می کشید. ما تنها در این سالیان علی رغم اینکه در کشورهای دارای دموکراسی زندگی می کنید تنها شعرهای شما را می خواندیم. شما را چه شده است که ناگهان به دامن کشنده خود پناه آورده اید؟ می دانم امثال شما بهتر از من و امثال من مافیای قدرت را می شناسید ولی رای شما به اهریمن را نمی توانم درک کنم. آقای سپانلو و دوستان در صادر کردن بیانیه عجله کردید. تا دیر نشده آن را پس بگیرید و با شهامت .....
من رای نمی دهم ولی اگر قرار باشد در این سناریو شرکت کنم به احمدی نژاد فاشیست رای می دهم. چون اطمنان دارم که خود نه تنها طرح و برنامه ای عملی برای سرکوب بیشتر مردم ندارد بلکه حتا دیگر قادر نیست طرح و دستورات آقا بالا سر های خود را هم اجرا کند. مطمئن باشید کیش و مات کردن احمدی نژاد فاشیست به مراتب ساده تر از مات کردن عالیجناب است. راستی آیا آقایانی که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکرده اند و در دور دوم می خواهند به هاشمی رای بدهند می توانند جواب این پرسش را بدهند که اکبر گنجی به چه جرمی و برای رو کردن دست چه کسانی در پروژه سعید امامی هنوز که هنوز است در زندان است.
از ابتدا سناریوبرای آمدن فاتحانه عالیجناب بوده است. ورود پیروزمندانه با استقبال گرم مردم، با آرای چند ده ملیونی مردم!!
اشک تمساح رفسنجانی به خاطر سیاه روزی مردم ایران نیست، اشک او از آینده سیاه گردانندگان جمهوری اسلامی است. از آینده خود و مافیای حاکم بر ایران. تا دمیدن خورشید چیزی نمانده استقامت کنید. نجات دهنده می آید! صدای پایش را می شنوم: "مردم ایران استحقاق آزادی و دموکراسی را دارند."



