News

اخبار تحريم انتخابات
ماه سیزدهم!
وزارت امور خارجه آمریکا
اخبار روز
آژانس خبری کوروش
آرش کمان گیر
اتحاد جمهوری خواهان
اتحاد انقلابیون کردستان
ایران تریبون
بی بی سی
دیدگاه ها
رسانیک_ذولجناح
کافر
گویا

Links

*آدینه2
*کتابهای رایگان فارسی
*بيلي و من
*فردای روشن
*اکبر سردوزامی
*خبرچین
*سرزمین سوخته
* 2 گزارش به خاک ايران
* گزارش به خاک ايران
* آسیب شناسی اندیشه...
* آرش کمان گير
* صفحه تحريم خسن آقا
* يزيدم
* خسن آق
* یک خسن آقای دیگر
*( زبون دراز ( خسن آقا
* شمرنامه
* بهنود آن لاين
* حسن درويش پور
* ‏دغدغه هاي يک مرد فمينيست
*آنسوی ناپیدا
*اردشیر دولت
*زرتشت
*خانه ایران
*اشه
*دانشجو
*شمشاد
*اهورا مزدا
*بانوی شرقی
*جبهه دموکراتیک خراسان
*بلاگستان
*سرزمین آفتاب
*شبح
*شبح جدید
*بابک خرمدین
*آریو
*زیتون
*پارسیان
*رهایی
*شبگرد
*شبنم فکر
*آزادی بیان
*استیجه
*گفت و شنود سه نسل
*خیابان شماره 11
*بلوچ آقا
*مجید زهری
*حسن درویش پور
*مسعود برجیان
*علیرضا تمدن
*رضا اقبال
*امید میلانی
*حسین درخشان
*مسعود بهنود
*آنفولانزا
*صدای ما
*عجب
*مثل درخت در شب باران
*قاضی مرتضوی
*وزارت اطلّاعات
*ایگناسیو
*آخوند یعنی اسلام
*مسافر شب
*آقای ناظم
*میانبرهای سی ثانیه ای
*نقایض الخیامیه
*شرحی بر شبهای بی سحر
*یک قطره
*آزادی برای ایران
*شادی شاعرانه
*بی قرار
*پیاله
*عرب ستیزی
*اسلام و قرآن
*لندنی
*نانا
*شیطان
*آیه الله استمنا
*ترزا
*از امروز
*غربتستان
*خرافه زدایی
*داروک
*گل کو
*جمهوری دوم
*ملاحسنی درکانادا
*روزنامه های دخو
*روشنگری
*باکره
*من و سارا
*بارانی آبی
*جهان خانه
*دوستانه
*توضیح المسایل
*کتبالو
*پوچیسم
*رهبر خودساخته
*آرمین گیله مرد
*styx
*سیپریسک
*گلناز
*آتش
*نوجوان
*عرق سگی
*هادی سرا
*عیالات متحده
*فرهنگ ایران باستان
*بزک
*روی آنتن
*فضول
*ممدسن
*تمشک
*وبلاگ عمومی
*ویران سرا
*ایران آزاد
*خلبان کور
*مدوسا
*بی خدایان
*رفراندوم
*ساحل شمال
*ایمان کافر
*ایران
*تیر آخر
*وب نگار
*ایران آزاد
*ایران امروز
*کودک ایران
*نوای ایران
*نفرین نامه
*سپیده دم ایران
*طلوع آزادی
*شهر سوخته
*کودک گستاخ
*آنتی لاریجانی
*آیات شیطانی
*آزادی خواهان ایران
*میهن پرست جوان
*تراژدی انقلاب ایران
*آسمان پنجره ابریست
*شرحی بر شبهای بی سحر
*گفتار نیک
*اندیشه نو
*آیین بازگشت
*بن بست سرنوشت
*سیب و یک کم نیوتن
*الهه مهر
*پارس آناهیتا
*فریاد بی صدا
*یک قطره از دریا
*حرف هایی برای گفتن
*یادداشت های گمشده
*زن
*ف.م.سخن
*فانوس
*خوابگرد
*کتابلاگ
*هفت سنگ
*یادداشتهای علی قدیمی
*م.آشنا
*نقطه ته خط
*قابیل
*بیلی و من
*وبلاگ شاملو
*فروغ فرخزاد
*رضا براهنی
*شاهنامه
*مانیها
*آینه
*حافظ
*نیما یوشیج
*صادق هدایت
*سهراب سپهری
*مهدی اخوان ثالث
*هوشنگ گلشیری
*یداله رویایی
* شمشاد
* کافر
* مرتد
* نقايض الخياميه
* یک شمردیگر
*افشا
* آینه سایت افش
*آینه سایت کافر
* پسر شمالی
*از بالای دیوار
* پیشروان آزادی بیان ایران

30 June 2005

مشکل ما مشکل جدايي خودمان از خودمان است

آرامش دوستدار
مشکل جدايي دين و دولت نيست، مشکل ما مشکل جدايي خودمان از خودمان است!
اشتباه است اگر خيال کنيم که دين را مي شود با گفتگو، با استدلال، با مباحثه واداشت که خود را از صحنه خارج کند و چون اسلام هم به سبب احکامش و هم به سبب گونه پديداري و برقراريش، تنها دين متجاوز در سراسر تاريخ بوده، از صحنه که خارج نمي شود هيچ، خودش را دولت واقعي مي داند و مدعي آن است متن کامل

جخ امروز از مادر نزاده ام



چندین باراین شعر را خوانده ام باز هم خواندم واز اینجا نقلش کردم چون زیباست!
جخ امروز
از مادر نزاده ام
عمر جهان بر من گذشته است.

نزدیک ترین خاطره ام خاطره قرن هاست.
بارها به خون مان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دستاورد کشتار
نانپاره بی قاتق سفره بی برکت ما بود.

اعراب فریبم دادند
برج موریانه را به دستان پرپینه خویش برایشان در گشودم،
مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند
و گردن زدند.
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضیم دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطییم دانستند
آنگاه قرار نهادند که ما و برادران مان یکدیگر را بکشیم
و این کوتاه ترین طریق بهشت بود!

به یاد آر
که تنها دستاورد کشتار
جلپاره بی قدر عورت ما بود.

خوشبینی برادرت ترکان را آواز داد
تورا و مرا گردن زدند.
سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
مرا و همگان را گردن زدند.
یوغ ورزاو بر گردن ما نهادند
به گاوآهن مان بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند
که بازماندگان را هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ غریب را به یادآر
از غربتی به غربت دیگر،
تا جستجوی ایمان
تنها فضیلت ما باشد.
به یادآر:
تاریخ ما بیقراری بود
نه باوری
نه وطنی.

نه،
جخ امروز از مادر نزاده ام.

احمد شاملو

27 June 2005

روح جمعی



بدون شرح!!

23 June 2005

حکایت گربه و خردل


می گویند دو سیایتمدار، یکی روس و دیگری انگلیس در مورد اداره کشورها و پیش بردن اهداف خود به تعریف و تمجید مشغول بودند. شخصی پرسید اگر بخواهیم خردل -با توجه به طعم تند آن- به خورد گربه دهیم چه می کنیم؟ روس تنها و بهترین جوابی که به نظرش رسید این بود که به زور دهان گربه را گشوده و خردل را در حلق اش می ریزیم. انگلیسی تاملی کرد و گفت: این کار نتیجه خوبی ندارد بهتر است خردل را به مقعد گربه بمالیم سوزش مقعد گربه را وادار خواهد که با زبان زدن و لیسیدن ذره ذره خردل را بخورد!!
در همین رابطه پست قبلی را هم بخوانید.

22 June 2005

من به فاشیست رای می دهم

طبق آمار رسمی (و نه واقعی) رژیم ج.ا. 18 میلیون از مردم در سناریوی فرمایشی علی رغم بمباردمان های تبلیغاتی، شرکت نکردند. جبهه تحریم بالاترین آرا را به خود اختصاص داد هر چند که این آرا برای به زانو در آوردن رژیم پررو و وقیح جمهوری اسلامی کافی نبود ولی برای کسانی که با تلاش شبانه روزی خود جنبه های مختلف این نمایش را افشا کردند لازم و باعث دلگرمی بود.
رژیم ج.ا. با تمام توان، با بهره گیری از تمام توان تبلیغی خود، از همه گونه فشار و شانتاژی بهره گرفت. کاندیداهای ریاست جمهوری با آزادی کامل همه گونه اتهامی را به دولتمردان قبلی که چه بسا خود از گردانندگان اصلی آن بودند زدند. رسما گفتند رژیم در سالیان گذشته خطا کرده و بر مردم جفا شده است، به این خیال که رایی چند از مردم گدایی کنند. به مردم وعده هایی دادند که نه تنها خود به خوبی می دانستند از عهده انجام آن بر نخواهند آمد بلکه می دانستند در حیطه مسئولیت و وظیفه یک کارپرداز (تدارکچی!!) نیست: 50 هزارتومان نقد، رابطه با آمریکا، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، تامین مسکن،مشکل بیکاری، تامین اجتماعی، معیشت کارمندان و کارگران، رفع تبعیض جنسی، قومی، مذهبی، حقوق بشر، دموکراسی .... شعارهایی که هرکدام در شرایط عادی جرم است و همین الان تعدادی زندانی سیاسی به همین جرم ها در زندان برای بدست آوردن حد اقل حقوق یک زندانی در حال اعتصاب غذایند.
آقایان کجای کارید ما را از فاشیسم نترسانید. رژیم ج.ا. عین فاشیست و استبداد است. به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را!!!!!
گفتید از شغال اصلاح طلبی مثل معین در برابر عالیجناب پدرخوانده حمایت کنید و نگذارید مافیایی که سال ها بر ایران حاکم بوده رای بیاورد. گفتید به معین رای دهید چرا که صدای چکمه را می شنوید. نخیر جانم چکمه 27 سال است که استخوان های ما را له کرده است. اکنون می گویید صدای پای فاشیست می آید پس به هاشمی رای دهیم. کدام فاشیست؟ جوجه بسیجی ذوب شده در ولایتی چون احمدی نژاد، عضو تیم ترور خارج کشور، مهره گوش به فرمان فلاحیان "وزیر محترم اطلاعات جناب رفسنجانی" در برابر اربابان خود عددی نیست که عرضه اداره مملکت را داشته باشد. و بخواهد بدون اجازه اربابان و آمران خود بگیرد و ببندد و بکشد. دیگر گذشت که کسی بتواند دگراندیشان را نیست کند، زندانی کند! دیگر گذشت که کسی بتواند زهرا کاظمی را به خاطر چند عکس ساده بکشد. دیگر گذشت که کسی بتواند پیاده روها را با پرده مردانه و زنانه کند. دیگر گذشت که کسی بتواند بر روی زیبارویان اسید بپاشد. دیگر روزگار جدا سازی دختران و پسران دانشجو گذشته است.
پیغمبر هم اگر دوباره و صد باره دچار بعثت شود با صد هزار آیه، نمی تواند....
از رفتار نویسندگانی تعجب می کنم که در بحرانی ترین لحظات هم نه از کسی حمایت کرده اند و نه علیه شخصی اطلاعیه داده اند ولی اکنون با دست پاچگی به حمایت کشندگان خود بر خاسته اند. آقای سپانلو مگر شما و دوستانتان یک بار همراه دیگر اعضا کانون بنا به خواست و اراده عالیجناب و به دست دار و دسته سعید امامی (دست پرورده فلاحیان) درون دره سقوط نکردید. منتظر بودم که در مراسم چندمین سال درگشتتان شرکت کنم. ولی ظاهرا هنوز نفس می کشید. ما تنها در این سالیان علی رغم اینکه در کشورهای دارای دموکراسی زندگی می کنید تنها شعرهای شما را می خواندیم. شما را چه شده است که ناگهان به دامن کشنده خود پناه آورده اید؟ می دانم امثال شما بهتر از من و امثال من مافیای قدرت را می شناسید ولی رای شما به اهریمن را نمی توانم درک کنم. آقای سپانلو و دوستان در صادر کردن بیانیه عجله کردید. تا دیر نشده آن را پس بگیرید و با شهامت .....
من رای نمی دهم ولی اگر قرار باشد در این سناریو شرکت کنم به احمدی نژاد فاشیست رای می دهم. چون اطمنان دارم که خود نه تنها طرح و برنامه ای عملی برای سرکوب بیشتر مردم ندارد بلکه حتا دیگر قادر نیست طرح و دستورات آقا بالا سر های خود را هم اجرا کند. مطمئن باشید کیش و مات کردن احمدی نژاد فاشیست به مراتب ساده تر از مات کردن عالیجناب است. راستی آیا آقایانی که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکرده اند و در دور دوم می خواهند به هاشمی رای بدهند می توانند جواب این پرسش را بدهند که اکبر گنجی به چه جرمی و برای رو کردن دست چه کسانی در پروژه سعید امامی هنوز که هنوز است در زندان است.
از ابتدا سناریوبرای آمدن فاتحانه عالیجناب بوده است. ورود پیروزمندانه با استقبال گرم مردم، با آرای چند ده ملیونی مردم!!
اشک تمساح رفسنجانی به خاطر سیاه روزی مردم ایران نیست، اشک او از آینده سیاه گردانندگان جمهوری اسلامی است. از آینده خود و مافیای حاکم بر ایران. تا دمیدن خورشید چیزی نمانده استقامت کنید. نجات دهنده می آید! صدای پایش را می شنوم: "مردم ایران استحقاق آزادی و دموکراسی را دارند."

16 June 2005

اشک تمساح یا مامولک2



بچه ها فیلم تبلیغاتی رسماجانی را از سیمای ج.ا. دیده بودند و برایم تعریف کردند که چگونه در این شو اشک در چشمان رفسنجانی حلقه می زند و بغض گلوی آقا!! را می فشرد. در این صحنه که گفت و شنود عالیجناب!! با چند جوان است. عوام فریبی و شیطنت رفسنجانی هر آدمی را به عکس العمل وامی دارد وحتا از جانب مودب ترین آدم ها چند فحش از نوع آبدار و خشک، نثار آقا!! و آبا و اجداد اش می کند. صحنه از این قرار است:
پس از پایان جلسه عالیجناب!! با لحن شوخی رو به دختر خانمی می کند و می پرسد شما از ابتدای جلسه ساکت نشستید و چرا چیزی نگفتید؟ اسم شما چیست؟ دختر باژست بغض در گلو، خود را معرفی می کند و می گوید که 23 سال دارد و دانشجوی یکی از رشته های هنری است و نمی خواهد در انتخابات شرکت کند و اینکه کلافه شده از اینکه همواره تحقیر می شود. به همه باید جواب پس دهد در خانه، دانشگاه و... رئیس جمهور باید توقعات او را براورده کند.... (کف زدن و تشویق حضار)
صحنه بعدی ترکیدن بغض عالیجناب!! و اظهار فضل ایشان: "... بله در برحه هایی کسانی که در قدرت اند دچار خود بزرگ بینی و غرور می شوند و دست به کارهایی می زنند که باعث مشکلاتی برای مردم و کشور می شود..." (نقل به مضمون). سیاهی لشگربرای آقا!! دست می زنند، دوربین روی دختر خانم در نقش ناراضی زوم می کند و چهره به ظاهر بغض کرده اش را نشان می دهد سپس بغض تبدیل به تبسم می شود و دختر با بی حالی کف می زند. و آقا!! با لبخند مرموز می فرمایند چه عجب که خانم دست زدند. (خنده و لبخند حضار)
برای انجام کاری زدم بیرون چشمم به ستاد انتخایاتی عالیجناب!! افتاد. رفتم داخل، دو سه جوان بودند و یک مرد میانسال با سبیل های ناصرالدین شاهی. گفتم سی دی تبلیغاتی آقا را می خواهم. یکی از جوان ها گفت تمام کردیم و اگر واقعا نیاز دارید باید به ستاد مرکزی واقع در بلوار... مراجعه کنید. گفتم معذرت می خوام رفسنجانی اونقدر ارزش نداره که برم بلوار... .
مکثی کردم تا عکس العمل حاضران در ستاد را ببینم. لبخندی حاکی از موافقت در چهره های همگی ظاهر شد. ادامه دادم، فقط می خواستم اشک تمساح رفسنجانی را ببینم. ببینم که چگونه از شنیدن و یاد آوری روزگار سیاهی که به حال و روز ما مردم آورده اشک تمساح می ریزد.
با گفتن این حرف گل از گل حاضرین در ستاد باز شد. سبیل های ناصر الدین شاهی مرد هم بر چهره اش پیچ وتابی خورد و لبخندی از رضایت چهره همه را پوشاند. از ستاد زدم بیرون. به شما هم پیشنهاد می کنم این شو را تماشا کنید: قیافه عالیجناب!! دیدنی است: اشک تمساح، فریب، حقارت، ذلت، و....

13 June 2005

حوادث خود خواسته و خود ساخته


به لحظه های پر هیجان و سرنوشت ساز 27 خرداد نزدیک می شویم. همه تقربا متفق اند که این انتخابات تا حد زیادی می تواند به تعیین و تغییر سرنوشت مردم ایران منجر شود، در هر دو اردوی نظام ج. ا. و اپوزیسیون. و این به عزم و اراده ملی بستگی دارد.
رژیم ج.ا. با تمام توان با بسیج تمام امکانات، به دریوزه ی رای مردم، کاندیداها و آدم هایشان را در بیان سخن هایی که تا کنون بیانش جرم محسوب می شد، و کمترین مجازات آن حبس و اذیت آزار بود آزاد گذاشته است. تا بلکه بتواند با فریب و سوء استفاده از خوش باوری مردم سالیانی چند به عمر ننگین خود ادامه داده و چند صباحی بیشتر به غارت منابع کشور ادامه دهد و شالوده های اجتماعی و فرهنگی را به طور کامل ویران سازد. در این میان هیچ بعید نیست که حتا انفجار و ترکاندن چند ترقه در اهواز و تهران وقم نیز یکی از این راهکارها باشد. نمونه هایی از قبیل انفجار در حرم و فلکه آب مشهد به دست عوامل سعید امامی. چیزی که در گذشته رژیم با تبلیغات زیاد از اینگونه رخدادهای اسفبار برای تحریک احساسات مردم و واقعی جلوه دادن توهم توطئه دشمن به نحو احسن سود جسته است.
در نگاه اول دو نکته به نظر نگارنده می رسد: اول آنکه رژیم از این گونه حوادث خود خواسته و احتمالا خود ساخته قصد ایجاد رعب و وحشت از بروز خشونت در کشور را دارد. دیگر اینکه به مدد این جریانات در صورت شکست رژیم از به پای صندوق کشاندن مردم، بلکه بتواند امکان اعمال خشونت و نظامی گری در فردای پس از انتخابات پیدا کند. غافل از اینکه زمان سوار شدن بر احساسات مردم گذشته است.
نکته ی جالبی که در صحنه های به نمایش در آمده از تلویزیون رژیم هم خود نمایی می کند این است که بر خلاف نمونه های مشابه قبلی که بعد از هر انفجاری عده ای جمع می شدند و شعاهایی علیه منافقین و صدام و آمریکا و انگلیس می دادند، این بار عکس العمل مردم نشان از بی اعتنایی و بی توجهی است. این خود تا حدی رژیم را از سوء استفاده مایوس و نا امید می کند. چه بسا که اثرات این انفجارها به رو شدن دست رژیم بینجامد.

07 June 2005

گفت وگوی کوندالیزا رایس با وال استريت ژورنال



من فکر می کنم شما ما را درباره برنامه خاورميانه بزرگ از رهگذر ابتکار " طرح بزرگ خاورميانه و شمال آفريقا" فعالیت بسیاری خواهد ديد. چيزهايی نظير " تريبون آينده " که کاملأ گفتمان را در خاورميانه دگرگون کرده است. چيزی که يک رئيس جمهور آمريکا يا ديپلماسی آمريکا می تواند انجام دهد آن نيست که "دموکراسی را به کشورها بياورد" يا فطعأ آن آوردن دموکراسی زوری نيست, همچنانکه نظر شخص من اين است که شما نمی توانيد دموکراسی را تحميل کنيد , جباريت و ديکتاوری را می شود تحميل کرد. به طور کل مردم ترجيح می دهند تا بتوانند چيزی را که فکر می کنند به زبان آورند.
اما آنچه رئيس جمهور آمريکا می تواند انجام دهد آن است که زمينه و امکان ِ" شدنی ها" و" تغييرو دگرگوني" را فراهم کرده و باز کند به نحوی که ببينيم چيزی که محتمل است به نظر متفاوت از آنچه هست می رسد.
من به خاطر می آورم دوره وحدت دوباره دو آلمان را , شما می دانيد که روزی وحدت دوباره آنها غير ممکن به نظر می رسيد اما چند روزی بعد اين وحدت چاره ناپذير می نمود. و در يک معنا چيزی که شما امروز در خاورميانه می بينيد اين است که آنچه به نظر غير ممکن ميرسيد , به نظر منجمد می رسيد , به نظر می رسيد که هرگز دگرگونی در اين حکومت های توتاليتر رخ نخواهد داد , اما اکنون مردم باور دارند که همه اينها امکان پذير است و آنها براساس همين ممکن بودن ها عمل می کنند. ... ما فکر می کنم شما درآينده از اين چيزها بيشتر و بيشتر خواهيد ديد.
...
-يک دورانديشی رايج و همگانی وجود دارد که درباره کره شمالی راه حل نظامی وجود ندارد زيرا آنها پيشاپيش قدرت اتمی شده اند . و درباره ايران من تازه يک کتاب را درباره برنامه طولانی و چنيدن ساله اسرائيل دربرابر عراق خوانده ام آيا درست است که فرض کنيم که ايالات متحده راه حل نظامی برای ايران دارد؟
رئيس جمهور هميشه همه گزينه هايش را باز نگه ميدارد. و شما می دانيد که هميشه گزينه های مختلف وجود دارد. گزينه بهتر اين است که اين کار از راه ديپلماسی انجام گردد. و بويژه با تمام اين چيزها و وقايعی که اکنون در خاورميانه در حال وقوع است , منظورم اين است که مهم است که ايران را در متن بگذاريم. شما می دانيد ما بسيار نگران جاه طلبی اتمی آنها هستيم و بسيار نگران بوديم و به همين سبب ديپلماسی را در اين مورد بکار گرفتيم.
شما همچنين بايد به ايران به عنوان دولتی که از تروريسم پشتيبانی می کند نگاه کنيد. از جمله دقيقأ در فرايند صلح خاورميانه که ما در صدد تقويت آن هستيم آنها کار شکنی می کنند. و بنابراين ما به مردم می گوييم ايران نمی تواند هردو را باهم انجام دهد. آنها نمی توانند , شما می دانيد , ما نمی توانيم اين دوگانگی را بپذيريم .
و البته وقايع داخلی ايران را هم ما داريم , در همان حالی که ما اينجا نشسته ايم و درباره گامهای کوچک سعودی ها در مسير دموکراسی گفتگو می کنيم , خوب ايران مسير ديگری را در پيش می گيرد , آنهم در کشوری که مردمش به صدای بلند علاقه خود را به دموکراسی باز تابانيده اند. جامعه ايران يک جامعه بازتری است , جامعه ای که يک فرهنگ با شکوه و بزرگ دارد , با مردمی که بسيار اهل مسافرت و آميزش با جهان بوده و به لحاظ آموزشی فرهيخته و دانا هستند و در همان حال شما با گروهی روبرو هستيد که دارند ايران را در مسير ديگری به پيش می برند.{متن مصاحبه}

03 June 2005

ما ز یاران چشم یاری داشتیم


از دیدن عکس های دیدار گنجی و معین، تا حدی شوکه شدم. مدت زیادی بود که با خود و با دوستان بر سر این که در گفتار و در کردار اکبر گنجی صداقت و نیک اندیشی وجود دارد ، اختلاف نظر داشتیم. تا اینکه چند روز پیش با انتشار مانیفست دوم و اعتصاب غذا و در نهایت تمکین ج. ا. بر آزادی موقت وی تقریبا متقاعد شدم که گنجی می تواند نقش مهمی در جذب افکار و نیروهای سر گردان به سمت تحریم ایفا کند.
ولی این تصور دیری نپایید و با مشاهده خبر و عکس ها تا سرحد انزجار احساس نا خوشایندی به من دست داد. و این سوال برایم مطرح شد که آیا ایشان با علم به اینکه همه نگاه ها رو به سوی اوست و دوربین ها با توجه به حجم بالای حمایتی که نیروهای اپوزیسین از گنجی کرده اند، روی ایشان زوم کرده اند از نتایج این ملاقات غافل است؟
آیا بازی مرگ او علی رغم شعار تحریم انتخابات با این نمایش مشمئز کننده نیروهای مردد را به سوی صندوق ها نخواهد کشاند؟!!
ایا آبروی گنجی برای معین و در نهایت به نفع انتخابات هزینه نخواهد شد!!!!

آدرس جدیدآدینه

Homme

My Articles

*غرور ملی
*عملیات آزادی بخش
*تحریم فعالانه انتخابات
*اگر شود چه شود
*ما ز یاران چشم یاری داشتیم
*حوادث خود خواسته و خود ساخته
* معرفی کتاب: زندگی در جهنم
* حکایت گربه و خردل
* من به فاشیست رای می دهم
* اشک تمساح یا مارمولک2
*محمد پيغمبر نابودي
* به بهانه ماندن تلويزيون هما
* بيوگرافي
* افسار نماز و پوزه‌ بند روزه

Recent Post

Archive


Articles

Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

ليست وبلاگهای به روز شده

Powered by Blogger

Date of  Start Conter: 7 July 2005
 

** !استفاده از مطالب اين وبلاگ به هر صورت آزاد است **

UP